داستان حول محور یک افسانه میچرخد، اژدرمارِاژدرچشمه که هو میکشد و جانداران را میبلعد و خوابیده که همسرانش قربانی این اینافسانه میشوند...
خوابیده که دل به گالشxadشان(چوپان) میدهد و باازدواج میکند و پس از مرگ همسر اولش طبق سنت با برادرشوهرش ازدواج میکند و بعد ازمرگ برادر دوم با برادران کوچکتر ازدواج میکند و تمامی همسرانش قربانی اژدرمارمیشوند...
افسانه ای که بر خلاف تمامی مردمان روستا، بهباور خوابیده نمینشیند و قانعش نمیکند، و داستان با به قتل رسیدن قاتل شوهرانخوابیده توسط خودش که از قضا پسرخاله و خواستگار سمج قدیمی اش هم هست به پایانمیرسد....
ما را در سایت یک روز که دلم گرفته بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139